مجتبی گهستونی، روزنامهنگار و دبیر سرویس نخبگان و سمنهای میراث آریا در یادداشتی نوشت: پنج اقدام اخیر سازمان حفاظت محیطزیست کشور در حوزه دریا و سواحل را میتوان نشانهای از تغییر نگاه به میراث طبیعی کشور دانست؛ نگاهی که اگر از سطح سیاستگذاری و مطالعات تخصصی فراتر رود و وارد عرصه اجرا شود، میتواند میان حفاظت از طبیعت، توسعه اقتصادی و گردشگری پایدار پیوندی تازه ایجاد کند.
دریا برای ایران فقط یک پهنه آبی نیست. خلیجفارس، دریای عمان و دریای خزر مجموعهای از زیستگاهها، تالابها، خورها، سواحل، جزایر، جنگلهای حرا، زیستگاه پرندگان و گونههای جانوری و گیاهی را در خود جای دادهاند. این مجموعه را باید بخشی از میراث طبیعی ایران دانست؛ میراثی که برخلاف بناهای تاریخی، اگر آسیب ببیند همیشه امکان مرمت و بازگرداندن آن وجود ندارد.
از این منظر، تصویبنامه سیاستهای توسعه دریامحور با هفت حکم مشخص محیطزیستی در شهریور ۱۴۰۵ را باید فراتر از یک سند اداری دید. اهمیت این رویکرد در آن است که توسعه دریامحور نباید تنها با شاخصهایی مانند صنعت، بندر، تجارت و زیرساخت سنجیده شود. توسعه زمانی پایدار است که ظرفیت اکولوژیک دریا و ساحل نیز یکی از معیارهای اصلی تصمیمگیری باشد.
این موضوع مستقیماً با گردشگری ارتباط دارد. بسیاری از مقصدهای گردشگری ساحلی ایران اساساً به دلیل طبیعت خود جذاب هستند؛ از تالاب و خور گرفته تا حرا، ساحل، جزیره، صخره، پرندگان مهاجر و زیستبومهای دریایی. اگر این سرمایهها در جریان توسعه از بین بروند، گردشگری نیز بخشی از مهمترین جاذبههای خود را از دست خواهد داد.

ماهشهر؛ از شهر صنعتی تا پایگاه آموزش محیطزیست دریایی
راهاندازی مرکز آموزش و پایش محیط زیست دریایی ماهشهر نیز از اقداماتی است که میتواند فراتر از مأموریت اداری خود اثرگذار باشد.
ماهشهر در منطقهای قرار دارد که همزمان ظرفیتهای صنعتی و دریایی قابل توجهی دارد. بنابراین آموزش نیروی انسانی متخصص در زمینه محیطزیست دریایی، پایش و مهارتهای دریامحور میتواند به کاهش تعارض میان توسعه صنعتی و حفاظت از طبیعت کمک کند.

اما چرا این مرکز نباید فقط به آموزش نیروهای تخصصی محیطزیست محدود شود؟
یکی از ظرفیتهای قابل توجه آن میتواند آموزش راهنمایان گردشگری طبیعت، فعالان گردشگری دریایی، جوامع محلی، تشکلهای مردمنهاد و حتی مدیران تأسیسات گردشگری ساحلی باشد. گردشگری دریایی بدون شناخت اکوسیستم دریایی میتواند به عاملی برای تخریب تبدیل شود؛ اما گردشگری مبتنی بر آموزش و شناخت طبیعت میتواند به حفاظت کمک کند.
از همین رو، ماهشهر میتواند در آینده به یکی از مراکز آموزش و ترویج گردشگری مسئولانه دریایی در خوزستان تبدیل شود.

پهنهبندی؛ پاسخ به یک پرسش مهم
تکمیل پهنهبندی و ارزیابی توان استقرار فعالیتهای صنعتی و خدماتی در سواحل مکران و خلیج فارس، شاید یکی از کلیدیترین اقدامات در این مجموعه باشد. زیرا هر ساحلی برای هر نوع فعالیتی مناسب نیست.
یک منطقه ممکن است ظرفیت استقرار فعالیت صنعتی داشته باشد، منطقهای دیگر برای گردشگری مناسب باشد و پهنهای دیگر به دلیل حساسیت اکولوژیک نیازمند حفاظت کامل باشد. مشکل زمانی ایجاد میشود که همه این پهنهها با یک نگاه دیده شوند.
پهنهبندی دقیق میتواند به یک پرسش اساسی پاسخ دهد: کجا توسعه بدهیم و کجا دست نگه داریم؟
در این میان، گردشگری نیز باید در کنار صنعت، سکونت، کشاورزی و سایر فعالیتها در فرآیند ارزیابی قرار گیرد. شناسایی سواحل مناسب برای گردشگری طبیعت، پرندهنگری، گردشگری دریایی و ژئوتوریسم، بدون آنکه به زیستگاههای حساس آسیب وارد شود، میتواند یکی از خروجیهای مهم این پهنهبندی باشد.
اطلس زیستگاههای حساس؛ نقشهای برای حفاظت و گردشگری
تدوین اطلس زیستگاههای حساس ساحلی ـ دریایی خلیج فارس، دریای عمان و دریای خزر نیز اقدامی است که میتواند به یکی از پایههای مدیریت آینده گردشگری طبیعت تبدیل شود.
اطلس زیستگاههای حساس نباید فقط یک سند تخصصی برای استفاده کارشناسان باشد. این اطلاعات باید در اختیار دستگاههای متولی گردشگری، استانداریها، شهرداریهای ساحلی، دانشگاهها، تشکلهای مردمنهاد و جوامع محلی نیز قرار گیرد.
وقتی بدانیم کدام منطقه محل حضور پرندگان مهاجر است، کدام خور از حساسیت اکولوژیک برخوردار است، کدام ساحل زیستگاه گونهای خاص است و کدام پهنه ظرفیت پذیرش گردشگر دارد، میتوان برای هر منطقه الگوی متفاوتی از گردشگری تعریف کرد.
در یک منطقه ممکن است گردشگری آزاد باشد؛ در منطقهای دیگر تنها تورهای تخصصی با ظرفیت محدود مجاز باشد و در یک زیستگاه حساس نیز ورود گردشگر به طور کامل ممنوع شود.
این یعنی گردشگری از «حضور در طبیعت» به «گردشگری مبتنی بر شناخت و ظرفیت طبیعت» تغییر مسیر میدهد.

گونههای مهاجم؛ تهدیدی که گردشگری هم باید آن را جدی بگیرد
شناسایی گونههای غیربومی مهاجم دریایی و آبهای داخلی برای نخستین بار در کشور نیز از منظر میراث طبیعی اهمیت زیادی دارد.
گونههای مهاجم میتوانند تعادل اکوسیستمها را بر هم بزنند و بر تنوع زیستی و منابع طبیعی اثر بگذارند. اما موضوع فقط محیطزیست نیست. وقتی مقصد گردشگری طبیعت آسیب ببیند، جذابیت آن برای گردشگر نیز کاهش پیدا میکند.
بنابراین شناسایی این گونهها باید مقدمهای برای پایش مستمر، کنترل، آموزش و اطلاعرسانی باشد. در این مسیر، گردشگران، صیادان، جوامع محلی، راهنمایان گردشگری و فعالان محیطزیست میتوانند بخشی از شبکه دیدهبانی طبیعت باشند.
میراث طبیعی، حلقه مفقوده گردشگری ایران
یکی از ضعفهای تاریخی در برنامهریزی گردشگری ایران، نگاه جداگانه به «میراث فرهنگی» و «میراث طبیعی» است؛ در حالی که بسیاری از مقصدهای گردشگری جهان بر پایه پیوند این دو شکل گرفتهاند.
در ایران نیز نمیتوان از گردشگری خوزستان سخن گفت اما تالابها، رودخانهها، خورها، سواحل و زیستبومهای آن را نادیده گرفت. نمیتوان درباره مکران برنامهریزی کرد اما ساحل، کوه، حرا و زیستبوم دریایی را صرفاً زمین قابل واگذاری دید. طبیعت، زیرساخت رایگان گردشگری نیست؛ سرمایه اصلی آن است.
بنابراین پنج اقدام سازمان حفاظت محیطزیست زمانی میتوانند اثر واقعی خود را نشان دهند که نتایج آنها وارد تصمیمگیریهای گردشگری نیز شود. اطلس زیستگاههای حساس باید به برنامهریزی تورها راه پیدا کند؛ پهنهبندی باید در صدور مجوزهای گردشگری مورد توجه قرار گیرد؛ آموزش محیطزیست دریایی باید به آموزش گردشگری مسئولانه متصل شود و پایش گونههای مهاجم باید با مشارکت جوامع محلی و فعالان گردشگری انجام گیرد.
در نهایت باید پذیرفت که حفاظت و گردشگری دو رقیب نیستند. گردشگری اگر بدون توجه به ظرفیت طبیعت توسعه پیدا کند، میتواند میراث طبیعی را مصرف کند؛ اما اگر بر پایه ظرفیت برد، آموزش، مشارکت جامعه محلی و حفاظت شکل بگیرد، میتواند برای همان میراث طبیعی ارزش اقتصادی و اجتماعی ایجاد کند.
پنج اقدام سازمان حفاظت محیطزیست را میتوان آغاز چنین مسیری دانست؛ مسیری که در آن دریا فقط عرصهای برای توسعه نیست، بلکه میراثی است که باید برای نسلهای آینده حفظ شود و گردشگری نیز باید از این میراث بهره ببرد، نه اینکه آن را قربانی کند.
انتهای پیام/
نظر شما